اين منم : خدای بزرگ شما
خدای آسمانها و زمين، خدای مشرق و مغرب، خدای توانايی که دنيای شما در دست حکمت اوست، خدايی که بر هر چيز تواناست. آفريننده ای که اراده او کافی است، بگويد موجود شو، وجود می يابد.
و شما انسانها اکثراً نمی دانيد و خدای خود را نمی شناسيد.
آنقدر به زندگی دچاريد، آنقدر در پی آرزوهای دور و دراز خود روانيد، آنقدر خالی از معنای آدم شده ايد که تصوير خود را در آينه نمی شناسيد.
از کجا آمده ای، آمدنت بهر چه بود، به کجا ميروی آخر ...
گمراهتر از چهارپايان در آن زاويه حيوانی خود به چرا مشغول، کودکانه تر از کودکان در ميان اسباب بازيهای رنگارنگ خود به بيخبری عادت.
جمعی در جلسه کنکور آرام نشسته اند، در فکر خوردن کيک و آبميوه، شايد هم چشمهايشان دنبال سهم ديگران و جمعی آنطرفتر تخت خوابيده اند. روزی فرشته مرگ ندا خواهد کرد: داوطلبين گرامی، وقت تمام.
اينقدر منتظر رتبه های زير چهارده نباشيد.

همه دنيای شما آدمها پر شده از بوی باروت و جنگ، رمان بمبها و بچه ها، قصه سقفها و آوارها.
همه دنيايتان پرشده از ظلمها، دروغها، کينه ها، تزويرها، رياها، فريبها، اعتمادسوزيها، خدا فروشيها و ...
شما آدمها وقتی در مشکلی می افتيد، به شدت خدای خود را می پرستيد و آنوقت که رها می شويد، رها می شويد. بد بندگانی هستيد.
وقتی به نماز می ايستيد، چنان به شما گوش ميدهم که انگار در تمام هستی همين يک بنده را دارم. وقتی به نماز می ايستيد، چنان نماز می خوانيد که انگار چندين خدا داريد.
به اندک علمی مغرور شده ايد، حال آنکه مجهولاتتان در کنار دانسته هايتان کمی بيشتر است.(؟) کداميک از نعمتهای پروردگارتان را تکذيب می کنيد؟ و اکثرتان شکر نمی کنيد مگر عده کمی.
اگر مصيبتی به شما برسد، می گوييد از طرف خدای من و اگر پيروزی و فتحی شامل شما شود، به آن مغرور می شويد که اين منم. من به کسی ظلم نمی کنم. اين خود هستيد که به خود ستم می کنيد.
اين منم : خدای بزرگ شما
دانای نهان و آشکار شما. در لحظه، خطاهای بيشمار شما را می بينم. آيا نمی بينيد که خدا می بيند؟ ولی اين منم: پوشاننده خطاها. آيا می پسنديد که اين تصاوير چرکين را در شبکه نگاههای ديگران آپلود کنم؟ چرا شما چنين می کنيد؟ چرا قضاوت را به صاحب نهانها و آشکارها، به دانای سينه ها نمی سپاريد؟ وای بر شما.
بدانيد که حجت بر شما تمام است. من رسولانی از جنس خودتان برای هدايت شما فرستادم اما جز عده کمی هدايت نمی شوند. من بی نياز از هدايت همگان يا کفر آنانم پس به خود بيانديشيد.
وعده من به شما حتمی است. روزی به حساب کارهای همه رسيدگی خواهد شد. آنروز اعمال هرکس در پيش چشمانش مجسم است و او خود برای قضاوت کافی است.
اگر نبود دعاهای مرد برگزيده همزمان شما، اگر نبودند اندک صاحبدلانی ميان شما که چون ميخهايی استوار، بار دنيای شما را به دوش می برند، هر آن، عذابی سخت بر شما نازل می شد.
تا آنروز موعود به شما فرصت داده می شود شايد هدايت شويد و بسوی خدای خود بازگرديد که او مهربانترين مهربانان است، مهربانتر از مادرانتان برای کسانی که بازمی گردند.
تا آنروز ...

امضاء: خدای بزرگ شما

 

 





نویسنده : مرد خاکستری ; ساعت ۱۱:٠٦ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٤ آذر ۱۳۸٥