هرچه با خودم کلنجار رفتم که در این روزهای سالگرد پيروزی انقلاب اسلامی، يادداشت ديگری بنويسم، سوژه ديگری انتخاب کنم، نشد. من متولد اين خاکم. با همه روزهای تلخ و شيرينش. با همه خوبيها و بدیهايش. با همه کمی و کاستيهايش.
با چندين سال مبارزه، کوچک و بزرگ، با يک اراده ملی، انقلاب به پيروزی رسيد. با گذشت نزديک به سه دهه، با عبور از يک جنگ هشت ساله و دورانهای مختلف، دشمنيها و سنگ اندازيهای ديگران، حالا اينجا ايستاده ايم. ايران هزاروسيصدوهشتادوشش. بچگانه است که دلمان را به مقایسه آمارهای تعداد خطوط تلفن ثابت و تلفن همراه(؟) قبل از انقلاب و اين سال خوش کنيم. عاقلانه نيست که پز دوبرابر شدن خطوط راه آهن را بدهيم و از راه آهن کشور همسايه و نه چندان متمول ترکيه که دهها سال بعد از ايران گشايش يافته به راحتی بگذريم. از فضای سياسی کشور که چندان حرف مخالفی را برنمی تابد. از کشوری عربی همچون امارات و شهری اقتصادی همچون دوبی که کم کم از مرزهای آسیايی گذشته و جهانی ميشود، در پیش چشمانمان چشم بپوشيم. چشم بپوشيم و مالزی کشورمسلمان جنوب شرق آسيا را نبينيم. همچنان پرونده های مفاسد اقتصادی را کش بدهیم. شعار مبارزه با مفاسد اداری بدهیم. از جرائم مسؤولين دولتی با مسامحه بگذريم. صدای خم شدن پشت مردان غيرتمند کشور را به زير چرخهای سنگين اقتصادی بيمار بشنويم و رفاه اجتماعی را از فوريت و اولويت خارج کنيم. داغی صندليهای وکالت مجلس، وزارت و مديريت را احساس نکنيم. فقط از مشکلات فرهنگی بگوييم و بگوييم و ديگر هيچ.
نمی خواهم تصوير يک مرد خاکستری غرغرو و بدبين را مخابره کنم ولی نيمه خالی ليوان، خيلی خالی است. کارهای شده کنار کارهای نشده...
اين کشور هنوز به انقلابهای زيادی نياز دارد. انقلاب اقتصادی، انقلاب فرهنگی، انقلاب... انقلابهايی که با هدايت مديران ارشد کشور در يک مسير کارشناسی شده و حتی با هل دادن عموم ملت در آن مسیر درست، انفجارها خواهد داشت. خدا کند که جا نمانيم و دهه ها را از دست ندهيم.
به همه ی آن جانهای پاکی که جانانه با اميد ايرانی بهتردر انديشه های زلالشان، سينه به گلوله سپردند وخاک به مشتی حاکم فاسد و بی فکر نسپردند، سلام می گويم و تا انتهای تاريخ ايران به احترام می ايستم.
در کش و قوس نوشتن اين يادداشت بودم که خبر پرتاب اولين موشک فضايی را شنيدم. وارد شدن ايران به جمع يازده تاييها، اتفاق بزرگی است. شايد کمی از سياهی اين نوشته بکاهد.





نویسنده : مرد خاکستری ; ساعت ۳:۳٩ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۸ بهمن ۱۳۸٦