خاطره ای به نقل از استاد محمود فرشچيان:

کاغذهایی بود که تنها يک نسخه از اونها موجود بود. يه روز که با احتياط کامل اونها رو توی يه کيف به جايی حمل می کردم، با يه برخورد کتف دست راستم به شدت کشيده شد. احساس کردم که از جا کنده شد. پيش پزشکهای زيادی مراجعه کردم. خارج از کشور پيش پزشکهايی رفتم که جراحيهای بازيکنان بزرگ فوتبال را انجام می دادند. پزشکی داخل ايران گفت اگه دستت رو عمل کنی، تا شش ماه نمی تونی نقاشی کنی. اين قضيه برام خيلی سخت بود. همون موقع برای طرح ضريح امام رضا (ع) با من تماس گرفتند. گفتم که دستم کار نميده. اصرار کردند و دوباره تماس گرفتند. بعد از مدتی قبول کردم که برای بازدید برم. خواستند بليط برام بگيرند که قبول نکردم و خودم راهی مشهد شدم. خلاصه يه روز طراحی رو شروع کردم. طرح ضريح خيلی عالی انجام شد و توسط استادکار ماهری اجرا شد. الآن دست راستم از روز اولش هم قوی تر هست. نتيجه اين جريان شد يه تابلو با طرحی از يه دست که به دعا و نيايش به سوی آسمان دراز شده و از کتف جداست:






نویسنده : مرد خاکستری ; ساعت ۱٢:۱۱ ‎ق.ظ روز جمعه ٢ آذر ۱۳۸٦