هنگام حمله سپاه ابرهه برای نابودی خانه خدا، عبدالمطلب جد پيامبر و کليددار خانه خدا درحال خروج از مکه بود. شخصی از او پرسيد که خانه خدا را رها ميکنی و ميروی؟ پاسخ داد که خانه خدا نگهدارنده خود را دارد.
سال هشتاد و چهار که بعد از فيلترينگ ، کاريکاتورهای دانمارکی را ديدم، حال خاصی پيدا کردم. يک لحظه داغی روانی به طرف سرم دويد. عرق سردی روی پيشانيم نشست. با همه اعتقادم به اينکه سفارتخانه خاک يک کشور شناخته می شود، وقتی عده ای به سفارت دانمارک در تهران حمله کردند، ته دلم خيلی نگرفت. وقتی مقامات اروپايی دم از آزادی بيان زدند، چيزی که من در آن کاريکاتورها نشانی نديدم، حالم بد شد. هنوز نورانيت زيبايی را که آن جانباز بر روی تصوير حضرت مريم جلوی سفارت دانمارک روی تابلوی نقاشی اش از کار درآورده بود، يادم هست و آن قناد پير که با بضاعتش، به شيرينی دانمارکی، شيرينی گل محمدی می گفت.
و سال هشتاد و پنج :
توجه خاص به وجود پيامبر، موج تظاهرات مسلمانان جهان در دفاع از اعتقاداتشان، کتابهايی از زندگی پيامبر، ترانه هايی برای حضرت محمد(ص) از زبانهای مختلف، همايشها، شناختها، بحثها و ... .
و حالا مرد خاکستری صلوات برای نام پيامبر را محکمتر می گويد و می گويد :
پيامبر خدا نگهدارنده خود را دارد.






نویسنده : مرد خاکستری ; ساعت ۱٢:٥٦ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢۱ فروردین ۱۳۸٦








نویسنده : مرد خاکستری ; ساعت ۱٠:٥٤ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٦ فروردین ۱۳۸٦